ایام خوش آن بود که با دوست بسر شد...

هنوز صدای تو در گوشمان طنین انداز است وقتی بلند میگفتی.... .
عوامل موجهه جرم عبارتند از...
شکوفه لبخند بر لبانت بود و درس را شروع میکردی... 
وقتی درباره تحصیلاتش
پرسیدند گفت:
فوق لیسانس جزا هستم از دانشگاه آزاد
لیسانسه واحد تبریز
فوق لیسانس واحد نراق
سال ۷۸ فارغ التحصیل شدم و برای دکتری هم تلاشی نکردم
مدرک وکالتم رو از قزوین گرفتم که الان هم به تهران منتقل شدم
از سال ۷۹ در دانشگاه ازاد اسلامشهر و دانشگاه پیام نور مرکز و دانشگاه ازاد ورامین تدریس میکنم
مدارکم رو هم برای عضویت در هیئت علمی ارسال کردم...
(هیهات!!)
* از عشق پرسیدند گفت : 
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
عشق در نهاد انسانهاست
عشق به خدا ... به خانواده ... به تحصیل ... به دانشجویانم ....
قرار شد با کلمات ما یک جمله بگوید...
استاد : دوست و دلسوز دانشجو ...
دانشجو : میتونه بنوعی مکمل استادش باشه ...
استاد پورسرپرست : (با لبخند همیشگی اش میگوید) سختگیر!!
یک شعر برای ما بخونید : و خدایی که در این نزدیکیست ...
(با صدایی آرام گفت:) هروقت تنها شدید بدونین که خدا هست باهاتون
استاد یک سخن یادگاری برای دانشجوهای حقوق بگید : قدرخودتونو بدونید و نا امید نشید ...
یک دعا برای دانشجوهاتون :
امیدوارم بهرچه که میخوان در زندگیشون برسن

داشتم برای امتحانای آخر ترم ۸۶ میخوندم که یه اس ام اس برام اومد !!
"استاد پورسرپرست بر اثر صانحه رانندگی فوت کردن..."
عرق سرد رو پیشونیم نشست چی ! استاد پورسرپرست!
سریع از استاد شعبانی جویا شدم او در جواب سئوال منکه گفتم:
استاد راسته؟
فقط گفت : خدا همه مارو رحمت کنه !! تمام
یاد حافظ افتادم : ناگهان بانگی بر آمد خواجه مرد...!
عجب زمستونه سرد و عجیبی بود
کی فکرشو میکرد ! با ماشین توی جاده همدان تصادف میکنه و ...
حالا دیگه همه فهمیدن که آخرین ورق زندگی استاد بسته شده
میگفتن تازه متاهل شده بود خدا به همسرش صبر بده
پدر پیری داشت که توی همایش روز معلم دیدمش فقط گریه میکرد

توی اون سرما شلمانیها چه تشییع جنازه ای کردن حیف که ما نمیتونستیم بریم
طبل و دوقول و سنج و زنجیر وعلم و گریه و ...
مثل روز عاشورا

کنار مادر پسر رو هم دفن کردن!
گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است میچیند آن گلی که به گلشن نمونه است

مسجد نور میدان فاطمی (س) مراسم بزرگداشتی برای استاد از طرف دانشگاه برگزار شد تا ما هم بتونیم برای ادای احترام و عرض تسلیت حضور پیدا کنیم.
* مجلس با قرائت قران شروع شد 
اساتید و دانشجویان دانشگاهها یکی یکی وارد سالن مسجد میشدند

* عده ای هم برای خوشامد گویی جلوی در ایستاده بودن 
"بعد از مداحی یکی از مادحین در مجلس"
* دکتر اسدی برای قرائت تسلیت پشت تریبون رفت
"بنده از طرف هیئت رئیسه دانشگاه و اساتید و دانشجویان حقوق و فقه و مبانی حقوق این ضایعه اسفناک و دردناک رو به خانواده ایشان تسلیت عرض میکنم باشد خدا همه مارا با اولیائش محشور کند"
*حاج اقا ادیب یزدی که با دعوت استاد عسگر امده بودند شروع به سخنرانی کردند

همه ساکت و غمگین نشسته بودنو گوش میکردن حزن عجیبی بود
انگار که همه خاطرات استاد از جلوی چشمها مثل فیلم میگذشت


بعد از ذکر مصیبت همه با ذکر یک صلوات مجلس را ترک کردن

یاد و خاطره ات همیشه در قلب ما جاودانست

هر کدوم از بچه ها بمناسبت اولین سالگرد استاد یه جمله درباره
استاد در قسمت نظر همین مطلب بنویسن
با تشکر از علیرضا رنجبربابت عکسها
عباس حبیب دولابی
abashabibi.blogfa.com